سیدعلی سیدعلیخانی در نمایشگاه فعلی سیاه‌چادر را در حکم کارمادۀ اصلی مجسمه‌هایش به کار گرفته و در عین حال ایدۀ عشایری سازماندهی فضا را به محیط گالری بسط داده است. این مجسمه‌ها چون وسایل زیست عشایر یا آویخته می‌شوند، یا روی زمین قرار می‌گیرند. علاوه بر سیاه‌چادر و گیس‌بافت‌هایی از پشم بز، اشیای بومی چون شانه‌های حلاجی، قلاب سلاخی، چوب، شاخ و زنجیرهای دست‌بافت در ساخت آنها به کار رفته‌‌اند.

پیکره‌های سیدعلیخانی به خلاف مفهوم مدرن مجسمه، قابل تکثیر نیستند. یگانه‌اند، یک بار اتفاق می‌افتند و در برابر تولید انبوه موضع می‌گیرند تا بر دست‌ساز بودن تاکید ‌کنند. هنرمند به جای روش‌های متعارف ساخت مجسمه، شیوه‌ای متکی بر دوختن و بافتن درپیش گرفته است؛ فعالیت‌هایی که در بستر تاریخی، زنانه قلمداد شده‌اند. او در این مجموعه بسیار سختگیر بوده، تنها از مصالح اصیل عشایری استفاده کرده است.

در این روزگارِ سیطرۀ تمام‌عیارِ فناوری، هنرمندان معاصر پیوسته به کاربست مصالح و روش‌هایی روی می‌آورند که سنتاً با صنایع دستی وابسته بوده‌اند. اینان چنین روش‌هایی را نه فقط فن، که رسانه می‌دانند و به آنها به چشم رهیافتی در برابر چیرگی صنعت و تولید انبوه، راهکاری در توسعه پایدار، روشی برای تولید معنا، شیوه‌ای برای اعتراض سیاسی و راهی برای تغییر جهان می‌نگرند. در رقص بردبار این مجسمه‌های آویخته داستان‌هایی برگرفته از خاطرات شخصی، روحیات قومی، و پرواهای مادرانه را می‌توان خواند؛ داستان‌هایی از روزگارانی که انسان در آشتی و تعامل با طبیعت بود.

هلیا دارابی

 

 

وارگه/ سیدعلی سیدعلیخانی

۱۳۹۸/۰۲/۱۴
۱۳۹۸/۰۳/۰۱